تبليغاتX
روانشناسی
روحيه سازي فرهنگي تمريني براي تقويت روحيه

روحيه سازي فرهنگي تمريني براي تقويت روحيه 

 

نويسنده : دکتر عيسي جلالي

مدرسه > دانشگاه و مراکز آموزشي که انبساط دارند و سازمان و مديريتي که برخوردار از مديريت انبساطي است چگونه است و بالاخره يک جامعه و جهاني که داراي انبساط باشد چگونه اند؟ اين آرامش شما جمع آوري انرژي است . بدن هر يک از ما سلول هايي دارد که شبيه باطري است . اين سلول ها در طول روز به خاطر کار فکري و يدي تحليل مي رود و از طريق خواب > تغذيه> استراحت و هواي خوب شارژ مي شود. جهت بازيافت انرژي براي کساني که کار زيادي دارند تمريناتي وجود دارد تا در دقايق فشرده اي بتوانند انرژي از دست رفته خود را بازيابند.

از آن جا که خود فريبي يکي از کارهاي ناپسند است و جهان هم از اين طريق تلاش دارد بر هر چيزي موثر باشد بجاست که هم براي تأثير در آموزش و پرورش و هم در جهان مديريت و خانواده از روش انبساطي استفاده شود.

در اينجا تمريني انجام مي دهيم که در پايان آن حتماً تغيير حال و سرحالي دست خواهد داد و براي آينده زندگي خودتان و خانواده و جامعه مفيد خواهد بود. براي اين کار بايد چيزي در دست يا روي پاي شما نباشد . اگر توصيه هايي که براي انجام اين تمرين گفته مي شود> رعايت شود اثرات بهترين خواهد داشت .

تمريني که براي تقويت روحيه انجام مي شود بايد با چشم بسته باشد به صورتي که چشم ها منقبض نشوند. لازم است براي انجام اين تمرين سکوت حفظ شود زيرا هر چقدر در آرامش صورت گيرد کيفيت بهتري خواهد داشت . حال يک نفس عميق بکشيد و بازدم آن را بيرون دهيد> بعد آهسته چشمانتان را ببنديد و روي صندلي به صورتي قرار گيريد که مي خواهيد در هواپيما يا اتوبوس در شب استراحت کنيد. حال با تمام وجود به صداي تنقس خود توجه کنيد > يعني در حال تنفس سعي کنيد> تمام دقت و توجه خود را صرف شنيدن نفس خود کنيد. در حين توجه به نفس سراپا گوش باشد سومين کاري که انجام مي دهيد اين است که سرعت نفس کشيدن خود را از حد معمول آهسته تر کنيد يعني هر چقدر براي شما امکان پذير است آهسته و طولاني نفس بگيريد و به همين نحو نفس را بيرون دهيد مجدداً تأکيد مي کنم که در اين تمرين سه کار انجام مي دهيد: 1- با گوش مي شنويد 2- با تمام بدن نفس کشيدن خود را حس مي کنيد 3- عمل تنفس را به آهستگي انجام مي دهيد.

در حالي که تمام دقت خود را متوجه نفس خود کرده ايد . چند لحظه اين توجه را قطع کنيد و ذهنتان را آزاد بگذاريد تا به هر سمت که تمايل داشت برود . حال دوباره به شنيدن صداي نفس خود و احساس آن توجه کنيد و آهسته نفس بکشيد . هر چقدر مي توانيد خود را رها و آزاد کنيد و مواظب باشيد بدنتان در قيد و بندي نباشد .

( توجه به صداي نفس حس آن و آهسته نفس کشيدن) دوباره براي چند لحظه ذهن خود را آزاد کنيد. در اين مرحله به دست راست و چپ خود توجه کنيد و سعي کنيد دست و چپ خود را حس کنيد و عضلات آنها را شل و آزاد نگه داريد . به پاي چپ و راست خود توجه کنيد و آنها را حس کنيد و باز هم مراقب باشيد که انگشتان پا و خود پا منقبض نباشد> به شکم پشت و پهلويتان توجه کنيد و آنها را در حالت آسايش آرامش و استراحت قرار دهيد . حال به گردن خود توجه کنيد دکمه يقه را باز کنيد و بگذاريد گردنتان در آسايش و آرامش باشد . عضلات صورت خود را شل کنيد و کاملاً احساس آسودگي و آرامش را در سر و صورت گونه ها چشم ابرو گوش و تمام سر خود ايجاد کنيد . حال تمام اعضاي بدن را در وضعيت آسايش و آرامش بيشتر قرار دهيد و هيچ انقباظي را در خود نگه نداريد .

همان طور که زمان مي گذرد> در ذهن خود تصور کنيد که چشمهايتان سنگين و سنگين تر مي شود و گويي چند وقت است که نخوابيديد و حال نيمه خواب پيدا مي کنيد .و همان طور که چشمانتان سنگين مي شود > تصور کنيد که خواب مي بينيد منتهي خواب تصاويري که مي گويم ببينيد محيطي زيب و طبيعي را که در گذشته ديده ايد هواي خوب درختان و گياها ن آسمان آبي و نهر آب و زيبايي هاي روي نيمکتي نشسته ايد از هواي خوب و زيباي آنجا استفاده مي کنيد و بدنتان هم رها و آزاد است . تصور کنيد که ساعد حدود 3 بعد از ظر است و ناهار خورده ايد و احساس خواب مي کنيد . نور بي دريغ آفتاب به بدن شما خورده است و يک رخوت و گرماي خاصي را در بدن شما ايجاد مي کند و شما کاملاً احساس بي وزني مي کنيد.

حال يک درخت سبز با برگهاي بزرگي را به بزرگي يک سيني تصور کنيد که اين برگ از شاخه بالا روي شاخه پاييني افتاده روي آن معلق است . اين برگ يک کيفيت بي وزن و سبکي دارد حالت برگ را از نظر بي وزني به ذهن خود دهيد و تصور کنيد که شما هم اکنون چنين کيفيتي را در بي وزني داريد . حال در همين وضعيت تصور کنيد که آسمان آبي صاف را مي بينيد و پرندگان زيبايي در حال پروازند. بعد از بال زدن هاي ممتد کبوتران سفيد در هواي پاک و صاف مانند موتور هواپيمايي که خاموش شده باشد در آسمان پرواز مي کنند. حال خوب پرندگان را به ذهن خود بسپاريد و تصور کنيد که شما آن اسودکي و آرامش را به شکلي داريد. همان طور که چشمانتان بسته است تصور کنيد که در کره اي هستيد که در آنجا مانند فضا نوردان احساس بي وزني مي کنيد . بعد از آن که موسيقي شروع شد تمام حواس خود را به موسيقي مي دهيد و با آن يکي مي شويد و به سوي فضاي بي وزني مي رويد. مانند قاصدکي که در فضا حرکت مي کند و وزني ندارد بگذاريد اين بي وزني و سبکي را در بدنتان حس کنيد . قبل از آن چند لحظه با ياد و نام خدا در ارتباط باشيد . با شنيدن صداي موسيقي تصور کنيد خواب مي بينيد که در فضاي بيکران در حال پروازيد . همان طور که چشمانتانبسته است کاملاً خود را در کيفيت آزاد و رهايي قرار دهيد و کاملاً سبکبال و سبکبار باشيد . چند لحظه ذهن و جسن خود را آزاد بگذاريد و آنها را در هيچ قيدي قرار ندهيد و دقت به موسيقي داشته باشيد و اجازه دهيد در ايجاد آسايش و آرامش به شما کمک کند و بتواند شما را در حالت هاي عميق تري از آرامش ببرد.

حال همان طور که چشمانتان بسته است توجه بفرماييد که روانشناسان کشف کرده اند که ما يک روان ناخودآگاه داريم که درآن بسياري از اطلاعات و تجربيات زندگي جمع آوري شده است . درواقع گنجي در درون ماست که ما از نقاط بسيار ارزنده آن همان طور که بايد و شايد استفاده نمي کنيم . هدف اين است که انسانها بتوانند به خلاقيت برسند خلاقان قادر هستند با ضمير ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کنند و از آن استفاده کنند چون تأکيد مي شود که بحث روحيه سازي فرهنگي به صورت کاربردي مطرح شود و تجربياتي که در ناخودآگاه شماست بيرون آيد از شما خواهش مي کنم به اين موضوع توجه بفرماييد که پرسش يکي از راههايي است که مي تواند ضمير ناخودآگاه را هدايت کند. ( چشمان همچنان بسته باشد ) پرسش هاي بزرگ يکي از راههاي پيشرفت در زمينه شناخت و خلاقيت است و يکي از روشهاي سقراط بود که مورد استفاده قرار مي داد. چند لحظه بينديشيد و از ناخودآگاه خود بخواهيد که براي شما اين جواب هارا آماده کند ذهن خود را با اين سوالات معاشر و محشور کنيد :

با توجه به اينکه روحيه موضوع بسيار مهم زندگي خانوادگي و اجتماعي و جامعه ضرورت روحيه سازي بيشتر مي شود روحيه سازي چيست ؟ ايا مي توان گفت روحيه سازي به طور کلي روشها و فنوني است که فرد با استفاده از آن ها بتواند از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قوي برود. آيا همه نيازمند اين نيستند که ياد بگيرند چگونه روحيه خود > همسر > فرزند> همکار > شاگرد > مرئوس و ... خود را به سمت حال خوب و روحيه خوب ببرند؟ آيا يکي از وظايف مهم دولت اين است که در روحيه سازي ملت کوشش کند و همچنين ملت در روحيه سازي دولت و جامعه تلاش کند؟ وقتي روحيه ضعيف مي شود اعم از فردي و اجتماعي و يا فرهنگي چه بايد کرد؟ آيا مي توان گفت همان طور که ويتامين هاي جسمي داريم ويتامين هاي روحي و ويتامين هاي فرهنگي هم داريم؟ روحيه سازي فرهنگي يعني دادن ويتامين هاي فرهنگي به افراد و جامعه براي به دست آوردن حال خوب> روحيه شاد و خلاق و سازنده . ذهن خود را با ان موضوعات معاشر کنيد و آن را از اندوخته هايي که از قبل در اين زمينه داشتيد بيرون آوريد تا در ارتباط با اين بحث قرار گيرد.

تمام تحقيقات که در فرهنگ عمومي انجام مي شود اگر نتيجه اش ايجاد حال خوب و روحيه خوب براي جامعه نباشد چه اثري مي تواند داشته باشد؟ چند لحظه به روحيه سازي فرهنگي توجه کنيد . اجازه دهيد درهاي اين بحث به روي شما خانواده شما محيط کار و تحقيقات شما باز و بازتر شود.

حال چند لحظه از زماني در گذشته را به ياد آوريد که حالتان خيلي خوب بود و داراي شور و نشاط بوديد. اين زمان مي تواند توليد فرزندتان> فارغ التحصيل شدن و موفقيت تحصيلي خود وديگران بوده باشد و .. چنين زماني را به ذهن بياوريد و خواب ببينيد که گويي در آن فضا هستيد> مکاني که اين شادي ايجاد شده بود افرادي که در آنجا بودند و موضوعاتي را که رخ داده بود در ذهن بياوريد . ببينيد وقتي شاد بوديد جسم تان کاملاً در آسايش و آرامش بود از نظر رواني پر از شو و عشق به زندگي بوديد و از ظنر ارتباط افراد را پذيرا بوديد و تحميل مي کرديد و به آنها احترام مي گذاشتيد.

مجدداً به ياد و نام خدا در ارتباط باشيد از صفر تا سه مي شمارم و به آهستگي از اين حالت بيرون بياييد . يک نفس عميق بکشيد بازدهم را بيرون دهيد . بعد از شمارش يک نفس عميق ديگر بکشيد. حال همان طور که از خواب بيدار مي شويد هر طور که راحت هستيد بده سرعت و فشار آهسته و آرام بتدريج بعد از شمردم اعداد بعدي> از اين وضعيت بيرون آييد . در چند لحظه اول حالت نيم خواب خواهيد داشت و بعد از آن پر از شور و سرحالي و انرژي و هوشياري خواهيد بود. بعد از شنيدن اعداد 4> 5 يک نفس عميق بکشيد و آرام از اين حالت بيرون بياييد .

به نظر مي آيد چهره شما بعد از اين تمرين بازتر و شادتر شده است . ما از طريق اين فن و تمرين غير از آنکه در جهت آسايش و آرامش شما تلاش کرديم تقريباً سوالات مهم بخث را هم در ناخودآگاه شما وارد نموديم تا با آن محشور باشيد تا بحث بسيار مهم روحيه سازي را به اين طريق پيش ببريم .

قبل از آنکه بحث به صورت کلان دنبال شود به روش استقراء از جزء به کل مي رويم و مسأله را اين طور نمي بينيم که براي هر يک از ما در طول شبانه روز در محيط کار و خانواده اين احساس به ما دست مي دهد که حالمان خوب نيست و اين حال خوب اغلب علاماتي دارد که هم از نظر جسمي و هم از نظر رواني و ارتباطي مي توان دوباره آن صحبت کرد. معمولاً در حالت بد جسمي> بدن منقبض است و دردهايي دارد که به آنها ناراختي هاي روان تني مي گويند. بعضي ها ضربان قلبشان بيشتر مي شود تنفس شان زياد مي شود بدنشان درد مي گيرد ناراحتي ميگرن مي گيرند و احياناً برخيناراحتي هاي گوارشي پيدا مي کنند. چند وقت پيش رييس آزمايشگاه پوست دانشگاه تهران مي گفت 30% از بيماران پوستي به خاطر اعصابشان بيمار مي شوند. بنابراين وقتي حالمان بد مي شود جسم مان هم حالت ناراحتي پيدا ميکند. تاکنون دو نوع مسموميت به نام هاي مسموميت از هوا و مسموميت از غذا شناخته شده است . مسموميت ديگر هم ناشي از سيستم اعصاب است و وقتي اعصاب ناراحت مي شود خون دچار سم مي شود. به همين دليل وقتي کسب اعصاب ديگري را ناراحت مي کند مي گويد او خوت مرا کثيف کرد . منظور اين است که سيستم اعصاب فعل و انفعالات شيميايي را ايجاد مي کند. وقتي مي ترسيد رنگتان مي پرد يا وقتي عصباني مي شويد قرمز مي شويد اين حالات ناشي از فعل و انفعالات شيميايي است . علاوه بر آن اثرات ديگري را هم در بدن ميگذارد و در اين حال فرد احساس مي کند جسمش مريض و ناراحت است . يکي از اشتباهاتي که اکثراً مرتکب مي شوند اين است که فکر مي کنند ما فقط از طريق رفتار هم امکان بيماري هست وقتي کسي به ما بي احترامي و ظلم مي کند يعني ما را درک نمي کند و اين مسأله مي تواند روي سيستم اعصاب ما ( به شرط مستعد بودن ) اثر بگذارد . اين افراد را از آناني مي دانيم که هميشه موج منفي مي فرستد . برخي از افراد هم موج مثبت مي فرستند . اين مسأله بر روحيه ما تأثير زيادي مي گذارد و حالمان را بد مي کند . اگر در کنار عزيزان يا همکارانتان غذاي لذيذي بخوريد واي عصباني شويد گويي يک ليوان سم هم خورده ايد . شايد يک روز تحقيقات نشان دهد مردم آنقدر که از رفتارها مريض مي شوند از ميکرب و ويروس کمتر مريض مي شوند. مي دانيد که بعضي از افراد با زخم زبان و رفتارهاي نادرست روي ديگران تأثير بسيار بدي مي گذارند و اين اثرات سويي را خواهد داشت . همچنين روان را دچار اضطراب و بي قراري نفرت کينه و بيماري شايع افسردگي مي کند که در دنيا زياد ديده مي شود و معتقدند بعد از بيماري سرماخوردگي ( در موضوعات رواني ) يکي از بيماري هاي دست و پا گير و رايج است . خوشبختانه در فرهنگ ادبي مان اين بيماري شناخته شده و آن را مسري مي دانستند:

در محفل خود راه مده همچو مني را

افسرده دل افسرده کند انجمني را

افسردگي يک معلم> مدير و مادر افسرده روي افراد مقابل اثر مي گذارد . در مهد کودکي به يکي از خردسالان زيردبستان که ورزش نمي کرد . گفتيم چرا ورزش نمي کني> گفت ( حال ) ندارم . بعد از آنکه تحقيق کرديم> متوجه شديم اين اصطلاح بچه پنج ساله نيست و با ديدن پدر ومادر آن کودک ديديم آنها حال ندارند و در نتيجه اين احساس به فرزندشان رسيده است . پس فرد افسرده حالت اضطراب و خشم شديد دارد> عصبي است > وسواس دارد> نگران است و کاري که مي خواهد انجام دهد> برايش بسيار دشوار مي آيد .

از نظر ارتباطي و روابط وقتي شخص حالش بد است . منقبض است . سرد است . از ديگران فاصله مي گيرد و اغلب دوست دارد در حال خود بماند. اين مجموعه نشان مي دهد که چقدر اين حالات از نظر جسمي> ارتباطي و رواني براي جامعه اثرات بدي دارد . هدف از طرح مقوله روحيه سازي اين است که افراد اين قن را ياد بگيرند همان طور که مهارتهاي ديگر را در زندگي ياد مي گيرند ( رايانه > زبان > هنر و .. ) روحيه سازي هم بايد يک دانش جهاني شود > تا وقتي روحيه مان افت مي کند> بدانيم چه روشهايي را به کار گيريم که موجب تقويت روحيه مان شود.

کار روحيه سازي مانند ترموستات است . اگر تعادل در يخچال عدد 5 است > وقتي سرماي يخچال خيلي بالا رود> خودبخود روي 5 مي آيد و خودش در هر دو حالت وضعيت را تنظيم مي کند. انسان هم يک چنين کيفيتي دارد. اصلاً به صلاح جامعه ما خانواده هاي ما و سازمان هاي ما نيست که روحيه مان ضعيف شود> چون برايمان خيلي گران تمام مي شود. چون دراين صورت تمرکز و حضور ذهن نداريم و نمي توانيم وظيفه مان را خوب انجام دهيم درواقع بيمار هستيم و به مصداق عقل سالم در بدن سالم است دچار گرفتاري هايي خواهيم شد . لذا يکي از وظايف مهم سياستگزاران فرهنگ کشور و کساني که در اين راه کار مي کنند پرداختن به اين امراست و زماني در جامعه مي توان به زمينه هاي فرهنگ والا و پويا و فرهنگ مترقي پاي بند بود که افراد جامعه از آن استفاده کنند زماني روحيه افراد يک جامعه خراب مي شود که نتوانند با فرهنگ سالم ارتباط برقرار کنند.

فرهنگ هم مانند غذايي است که اگر ناسالم باشد فرد و جامعه را مسموم مي کند و اگر سالام باشد آنها را مي سازد . بحث خيلي مهم دوباره سنجي و بازنگريهاي فرهنگي است که با رشد جامعه مرتبط است آنچنان که حضرت علي (ع) مي فرمايند فرزندانتان را متناسب با زمان تربيت کنيد يا در مباحث اسلامي داريم کسي که امروزش با ديروزش تفاوت نکند مسلمان نيست و ... اين مجموعه بايد به ياري اين مسأله بيايد که سيستم هاي دائماً در حال تحقيق از نظر تأثير نبض فرهنگ باشند. مثلاً وقتي دنيا وارد عصر رايانه ماهواره و بده و بستانهاي اطلاعات مي شود> نحوه نگاه به فرهنگ و اينکه چگونه فرهنگ عمومي و فرهنگ يک کشور از نظر فرهنگ وطني و سنتهاي ارزنده اش بايد حفظ و تقويت شود> وظايف جديدي را مطرح مي کند. بنابراين در روحيه سازي فرهنگي فرهنگ به عنوان يک غذاي روح تلقي مي شود و پيدا کردن ملاکهايي در جهت تقويت آن خود را به شکلي نشان ميدهد. اين بحث نه تنها مصاديق جامعه شناسي بلکه مصاديق روانشناسي هم دارد و ما که همگي وارث يک فرهنگ ارزنده ادبي عرفاني و اسلامي در باب خودشناسي هستيم به مقوله اي به نام خودشناسي فرهنگي نزديک مي شويم يعني پي بردن به جايگاه فرهنگي خود در دوراني که زندگي مي کنيم . با يک سوال ساده ميتوانيم بگوييم که شخصيت هر يک از ما به عنوان يک فرد در طول روز فرد فرهنگي است که در جامعه خود به ارتقاء کمي و کيفي جامعه اش مي تواند کمک کند و در تهيه غذاي خوب فرهنگي به سهم خود کمک نمايد يا اينکه بر عکس با ايستايي خاص و رکود درچرخ تکامل فرهنگي به عنوان مانعي مسأله ساز شود.

الان به اين نکته مي رسيم که در روحيه سازي فرهنگي مانند روحيه سازي فردي ( با تفاوتهايي که به طور کلي هست) ميتوان گفت که عوامل اقتصادي > عوامل سياسي و عوامل اجتماعي بايد به گونه اي طراحي شوند که اثراتشان روي انسان در جامعه اثري سالم ساز و سلامت ساز باشد و به اين سمت نرود که اختلالات و ناهنجاري هاي اجتماعي و فرهنگي را به وجود آورد . به اين منظور چون در روحيه سازي > روحيه قوي و حال خوب از اهميت زيادي برخوردار است از نظر تحقيق بخش روان پزشکي دانشگاه پنسيلوانيا سالها تحقيقي را در زمينه حال و روحيه دنبال کرد در پاسخگويي به اين سوال که ساختار حال خوب و روحيه چيست و چگونه آن را مي توان به صورت فردي اجتماعي و خانوادگي مورد استفاده قرار داد. بحث مدل ها و ساختارها از نظر تحقيي در کارهاي شما ديده شده است .

هر چيز مدلي ونظمي دارد همچنان که دستور زبان يک نظمي دارد و مشخص است که در يک زبان > فاعل يا فعل و ... در کدام قسمت جمله قرار گيرند> در زمينه حال و روحيه خوب نظم هايي وجود دارد که آن هم براي خود سلسله مراتبي دارد که بايد رعايت شود. اولين موضوعي که در تحقيق گروههايي که حال خوب و روحيه خوب داشتند انجام شده است اين نتيجه را نشان داده است که ذهن انسان داراي اين ويژگي است که تا حدي مي تاند افکار منفي را تحمل کند. به اين صورت که حال هر کس در لحظه به عوامل ذهني> جسمي و ارتباطي بستگي دارد که اگر آنها جمع شود.> فرد رضايت نسبي پيدا مي کند و حال خوبي در او ايجاد مي شود.

يکي از غذاهاي بسيار مهم روح انسان زيبايي است که خوشبختانه از نظر اسلامي در ارتباط با خداوند بهترينش را داريم مبني بر اين که خدا زيباست و زيبايي ها را دوست ميدارد. همان طور که در شهرداري واحدي به نام زيباسازي شهر وجود دارد يکي از وظايف فرهنگ عمومي کمک به شناساندن اهميت زيباسازي اذهان جامعه است . هر کس بايد در ذهن خود در طول روز مقداري ذخيره زيبايي داشته باشد که اگر اين مقدار کم باشد مانند کمبود ويتامين ها> روح را ناراحت مي کند. کليه بيماران رواني فکرهاي منفي و زشت زيادي در اذهان خود دارند. البته زشت به معناي مسايل ارتباطي نيست بلکه مراد کساني هستند که خارا مي بينند و گل را نمي بينند . نکبت را مي بينند و نعمت را نمي بينند. شر را مي بينند و خير را نمي بينند> نااميدي را مي بينند و اميد را نمي بينند. يکي ازکارهايي که از همين الان مي توان انجام داد اين است که اگر ميخواهيد حالتان بد شود> هر چيز زشتي را در ذهنتان تکرار کنيد مانند بسياري از بيماران رواني که هميشه خود را زشت مي بينند همسرانشان عزيزانشان جامعه ومحيط شان را زشت مي بينند .

يکي از راههاي ذخيره سازي زيبايي در ذهن که به روحيه سازي فرهنگي کمک مي کند اين است که افراد ياد بگيرند در ارتباط با طبيعت ذوق خود را بالا ببرند تا ذهنشان با زيبايي ها ساعاتي را محشور باشد . شما قبل از خواب در جايي مرتفع بايستيد و با نگاه به آسمان گياهان درختان و زيبايي هاي طبيعت ذهن خود را پر کنيد و ببينيد چه حالي به شما دست مي دهد؟ از نظر پزشکي ماده اي در بدن شما به نام آندوفيد ايجاد مي شود که حالت آسايش و آرامش شفابخش در جسم و روحيه شما به وجود مي آيد . پس بايد جامعه و مردمان را به اين مسأله عادت داد که ذهنشان را با زيبايي هاي طبيعيت پر کنند. يکي ديگر از کانالهايي که توسط آن مي توان ذهن را از زيبايي پر کرد رابطه با انسان هاست اعم از انسان هاي معاصر يا انسان هايي که در قيد حيات نيستند. من در يکي از برنامه هاي تلويزيوني گفتم که ما يک دنياي خوب و بد دنياي بد داريم. شمر و يزيد ... مربوط به دنياي بد و امام حسين (ع) حضرت فاطمه ( س ) و ... مربوط به دنياي خوب هستند . بسياري از افراد در تاريخ بودند و هم اکنون نيز در دنياي معاصر ما هستند و آنها انسانهايي هستند که تماس با آنها موجب زيبايي ذهن ما مي شود . وقتي شرح حال حضرت فاطمه (س ) را در راستاي يک همسر ايده آل مي خوانيد آن همه خويشتن داري بزگواري و احترامي که از طرف پيامبر نبست به ايشان بود يادآوري و خواندن آن صحنه ها ذهن شما را زيبا مي کند البته ممکن است مادر شما هم فرد در مرحله بالاي انساني باشد .

به هر حال حالت بدي که در جامعه در حال شکل گيري است اين است که بعضي ها متأسفانه اولويت را به امور منفي مي دهند و بچه ها هم نقل مي کنند و فراموش مي کنند که اثر بدي براي تربيت فرزندان گذاشته مي شود و فکر ميکنند که در دنياي بد با افراد وحشتناکي مواجهند که هيچ اميدي به زندگي نيست . ما همواره بايد شخصيت هاي خوب گذشته و معاصر را يادآوري کنيم و از ياد نبريم اگر مي گوييم شمر هست وجود امام حسين (ع) را هم يادآوري کنيم يا اگر مي گوييم هيتلر در تاريخ وجود داشت بگوييم گاندي > آلبرت شوايتزر> حافظ > مولوي و ... هم بوده اند و نگذايم که صرفاً امور منفي ذهن را احاطه کند .

ذخيره اول زيباسازي ذهن از طريق طبيعت بوده ذخيره دوم از طريق زيبايي هاي انسان ها بود که بايد يادآوري شود . اگر در خانواده اي فرد بدي بود و از آن طرف فاميل خوب ديگري هم حضور دارد وظيفه خانواده هست که به فرزندان يادآوري کنند که در قبال شخصيت بد فرد خوب هم وجود دارد. يعني در کنار زشتي حتماً زيبايي را هم مطرح کنند. مقوله اي وجود دارد به نام ذهن خائن يعني که انسان طلب هاي خود را به خاطر دارد و بدهکاري هاي خود را از ياد مي برد . هرچه نکبت هست مي بيند نعمت را نمي بيند و ... به اين طريق روحيه افسردگي پيدا ميکند. آنچه که درباره زيباسازي ذهن گفته شد از روي ترتيب نبود وليکن در بخش هاي ديگر هر کدام حايز اهميت است .

سومين راه رسيدن به ذهن زيبا به عنوان يک خوراک فرهنگي هفت هنر يا هنرهاست که به تجربه ثابت شده است کسي که ذوق هنري خود را بالا مي برد مي تواند به الطيف روح و روان و حتي جسم و ارتباطش کمک زيادي نمايد . مشاهده مي کنيم افرادي که روحيه خوبي نداشتند با رفتن به مثلاً يک کنسرت موسيقي تغيير روحيه مي دهند. لذا بايد به فرزندان و خودتان بياموزيد که مي توان از اين نعمت هايي که خداوند در وجود هر يک از آنها با عنوان هنردوست يا هنرمند ايجاد کرده نيروي زيادي گرفت چون خود موضوعهاي هنري خلق زيبايي مي کنند و در اين زمينه اثرات زيادي روي انسان مي گذارند و الان خوشبختانه در اين چند سال مي بينيم که در خانواده بچه ها به موسيقي و ساير هنرها علاقه زيادي پيدا کرده اند که در تلطيف روح آنها تأثير زيادي دارد . جواني که تمرين موسيقي ميکند و درسش را خوب مي خواند و براي حضور در المپياد تلاش مي کند به دنبال مواد مخدر يا کارهاي ناسالم ديگر نخواهد بود. بنابراين زيباسازي ذهن از نظر اثراتي که دارد يک کار بهداشت رواني و سلامت نيز در جامعه هست .

در اين راستا بايد هنر و مراکز موجود از جمله فرهنگ سراها > به نحوي تقويت شوند.

چهارمين مورد روحيه سازي> ورزش و حرکت جسمي است . از قديم هم شنيده ايم که کارگران و زحمت کشان نزد خداوند جاي خاصي دارند به خاطر عرق جبيني که روي پيشاني آنها مي نشينند. انسان طوري ساخته شده است که غير از فعاليت هاي فکري حتماً بايد فعاليت هاي جسمي نيز داشته باشد ( از طريق حرکت ) اگر فرد عرق نکند> سموم بدنش خارج نمي شود و نمي تواند حال و روحيه خوب داشته باشد .

پنجمين عاملي که در زيباسازي ذهن اثر ميگذارد > امور اعتقادي و رابطه با خداوند است. قرآن مي فرمايد ياد ونام خدا قلب ها را آرامش مي دهد و امروزه در روان شناسي ثابت شده است انساني که اعتقاد ندارد نمي تواند خير ببيند. رابطه الهي و عبادي انسان اثرات خاصي در سلامت جسمي و روحي و رواني اش ايجاد مي کند. در کناراينها مطالب زيادي مي گنجد که از جمله علم و دانش عشث و مهر سازندگي وخلاقيت است که تمام اينها با افزايش يک ذهن زيبا در فرد تبلور خود را به نوعي ايجاد مي کند. تمام کساني که در اين مملکت در عرصه فرهنگ خدمت مي کنند. ابتدا بايد از خودشان شروع کنند و چراغ کوچکي را که به کنک آنها روشن مي شود روشن نکه دارند و ان احساس مسوليت در تغذيه فرهنگي سالم و زيباي خود و اطرافيان و به وجود آوردن منابع مطالعات و تحقيقاتي است که در اين زمينه ميتواند کمک کند.

من با اطمينان مي گويم اگر کسي تمام نعمت هاي دنيا را داشته باشد ولي يک حال و روحيه خوبي نداشته باشد نمي تواند از اين دنيا خيري ببرد . کهنسالان ما حرف هايي مي زنند که امروزه در علم به اثبات رسيده است يکي از آن موارد اين است که وقتي از مسايل مختلف زندگي بحث مي شود مي گويند آدم بايد دلش خوش باشد و امروزه در مکاتب روان شناسي ثابت شده است که دل ناخوش مشکلات زيادي را ايجاد ميند و ما بسيار خوشحاليم که فرهنگ ادبي ما به اين موضوعات توجه داشته است . براي بيمار> کلمه اي به نام ناخوش داريم که وقتي فرد سلامت خود را به دست آورد بايد حالش خوش شود . بلکه حق انسان است که خوش باشد چون ديده شده است که انسان در مرحله سرور و شادي و خوشي اصيل يک حالت الهي و عرفاني پيدا مي کند. تعريفي که از مومن مي شود اين است که امنيت دارد و کسي امنيت دارد که بتواند حال و روحيه خوب داشته باشد . بنابراين از نظر اعتقادي هم بر من و شما فرض است که در زيباسازي ذهن از طريق فرهنگ در جامعه کوشا باشيم .

يکي از بخش هاي مهم حال خوب زيباسازي ذهن است و بخش ديگر ( که فقط الان عنوانش را ذکر مي کنم) درست انديشي است که يکي از بخش هاي مهم وظايف فرهنگي است . تحقيقات دانشگاهي در اين زميه نشان داده است که وقتي افراد درست و زيبا مي انديشند حال بد ندارند. بنابراين درست انديشي و زيبا انديشي داراي اهميت زيادي است .

بخش دوم بحث > که فرصت پرداختن به آن نيست بحث شناخت و انديشه انسان است که در فلسفه اسلام و علم جديد توجه زيادي به آن شده است . دکارت از جمله فلاسفه اي بود که روش هايي را به منظور درست به کار بردن عقل و انديشه توصيه مي کرد و بسياري از فلاسفه در اين زمينه کار کردند. هم اکنون علم جديديبه نام علوم اطلاعات و شناخت مطرح است و در اين خصوص بحث مي کند که چگونه درست انديش باشيم . افرادي که درست انديش نيستند سياه و سفيد مي کنند تعميم هاي غيرمنطقي مي دهند و بسياري از امور را مطلق مي کنند. به عبارت ديگر يک انسان فرهنگي بايد درک و شناخت خود را از دنياي درون و بيرون خويش به واقعيت نزديک کند تا بتواند راه و چاه را از هم تشخيص دهد . مشاهده مي کنميم که وقتي حال کسي خيلي بد مي شود تحليل و درک درست را از دست مي دهد و از آن طرف از جمله وظايف دست اندرکاران امور فرهنگي آن است که کوشش کنند. افراد آموزش هايي فرا گيرند ( اعم از مهد کودک دبستان و دبيرستان ) تا بدانند چگونه به درست انديشي برسند.

خلاصه آنکه اگر زيبا انديشي و درست انديشي در جامعه به يکديگر ملحق شوند به بخش فرهنگ معنوي جامعه کمک هاي بسيار زيادي خواهند کرد. در باب فرهنگ مادي و اقتصادي امروزه نظريات زيادي وجود دارد . واقعاٌ اين گفته پيامبر ( ص ) بسيار جاي تأمل دارد که من از فقر امتم بيمناک نيستم ولي از سوء تدبيرش بيمناکم . در بسياري از جاها فقر اقتصادي به خاطر سوء تدبير يا عدم مديريت است که اگر بتوان روحيه سازي فرهنگي و اجتماعي انجام داد و راههاي به وجود آورد که افراد جامعه مدير باشند و مديريت هاي درست انجام دهند مي توانند فقر به نوعي حل کنند.

خلاصه تمام بحث روحيه سازي فرهنگي اين است که مي کوشين به اين وسيله افراد از حال بد به حال خوب و از روحيه ضعيف به روحيه قو تغيير حالت دهند و تحقيقات علمي نشان مي دهد که انسان ها وقتي ذهنشان زيبا و درست انديش است حالشان خوب است . و زماني رابطه درست انديشي و ذهن زيبا را دارند که در شرايط اجتماعي اقتصادي و سياسي زندگي کنند که در آن حرمت انسان حفظ شود و به قول جامعه شناسان مقررات قوانين و نهادهاي اجتماعي با شناخت دقيق از طبع و طبيعت الگوهايي را تدوين کنند که فرد در برآوردن نيازهاي اساسي زندگيش که حق دارد و درست است رضايت خاطر داشته باشد و در اين مجموعه بتواند در جايگاه فرهنگي خود قرار گيرد وبالاخره اين مجموعه را مي توان ويتامين هاي فرهنگي ناميد و جا دارد که پژوهشگران در اين زمينه تحقيقاتي را دنبال کنند که به چه مواردي مي توان ويتامين هاي فرهنگي اطلاق کرد و کمبود کداميک از ويتامين هاي فرهنگي است که باعث مي شود روحيه ضعيف و افسرده شود و روحيه فرهنگي به يک روحيه ناسالم تبديل شود.

منبع:iranpress.ir

 

|+|نوشته شده در ساعت توسط سید وحید گتمیریان |

آخرین نوشته ها
همه کاره‌ يا هيچ کاره
نقش اضطراب در بيماري‌هاي عروقي
چرا زن وشوهر ها کمتر خواب یکدیگر را می بینند؟
آشنايي با مواد مخدر
مبانی نظری و بالینی روان شناسی موسیقی
ثبت نام دکترای نوبت هفتم دانشگاه پیام نور

درد دل یک دوست
مدل ساختاری شخیت
استرس
Powered By BLOGFA - Designed by قالب ساز